|
سلام
چند روز پیش داشتم کامنت هام رو چک می کردم که دیدم یکی از دوستان گفته بود پنجره اش در حال سوختن هست بهش سری بزنم٬ وقتی به وبش رفتم دیدم عمه ای که دوسش داشته فوت شده بر خودم واجب دیدم از همه دوستام بخوام فاتحه ای بفرستن برای شادی روحش و تسلای دوست خوبم (پری آسمونی) ---------------------------------------------------------------------------------------------- ای خدای بزرگ(پدر آسمونی) هر رو به یادمان بیاور که از میان همه ی نعمتهایی که به ما ارزانی داشته ای، بالاترین آن محبت است. اگر چه کافی نیست به عزیزانمان محبت کنیم خدایا دل هایمان را بگشا،نه فقط به روی نزدیکانمان،بلکه به روی همه ی انسانها!!!!!!!!!!!!! ----------------------------------------------------------------------------------------------------- از لحظه های بی تو دلم سیر می شود در انقراض عاطفه ها پیر می شود امشب دلم که در طلب گفتگوی توست در ارتفاع آینه تصویر می شود ای آفتاب عشق ٬تمام وجود من با هرم یک نگاه تو تبخیر می شود قلب من دهاتی بیچاره زنگ زد قلب مرا نگاه تو اکسیر می شود شاید سری زدی به دل زخم خورده ام گاهی برای تازه شدن دیر می شود ------------------------------------------------یک شنبه ۲۹/۲ سالروز شهادت مادر سادات٬ اسوه زهد و تقوا٬ مدافع ولایت٬ دخت نبی مکرم اسلام حضرت زهرای مرضیه( سلام الله) بر تمامی شیفتگانش تسلیت باد. + نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/26 توسط سید |
سلام از اینکه پست سیاسی گذاشتم و خاطر عده ای از دوستان رو آزردم معذرت!!!!!!!!!!!!! دیگه تکرار نمی شه!!!!!!!!!!!!!آخه ما حقوقیا یکم زیادی زندگیمون سیاسیه!!!!!!!!!!!! در مورد قالب هم خدا حفظ کنه این پسر عموی ما رو!!!!!!!!!!!!گیر داد که براش وب بسازم٬خواستم قالب وبش رو عوض کنم ییهو دستم رفت روی دیلت و بعد فهمیدم قالب نازنین خودم که کلی روش کار کرده بودم رو پاک کردم. ولی خوب به فال نیک گرفتم و گفتم اسم رو هم عوض کنیم تا تغییرات کامل باشه!!!!!!!!! --------------------------------------------------------------------------------------------------------- من يقين دارم كه برگ ، كاين چنين خود را رها كردست در آغوش باد ، فارغ است از ياد مرگ ! آدمي هم مثل برگ ، مي تواند زيست بي تشويش مرگ ، گرندارد همچو او آغوش مهر باد را ، مي تواند يافت لطف : «هر چه باداباد را » فريدون مشيري + نوشته شده در یکشنبه 1387/02/22 توسط سید |
سلام وقتی شعر کلاغ رو نوشتم با خودم گفتم دیگه به روز نمی کنم ولی به دوستان سر می زنم ولی با چند تا از دوستان که صحبت می کردم ٬ گفتن نه ادامه بده !!!!!!!!!!!!!!!!و شعرها ت رو یکجا جمع کن . آدم شلخته ای نیستم ولی کاغذ هایی که شعرام رو توش می نویسم معمولا این طرف اون طرف
با وجودمشغله زیاد کاری و درسی استقبال کردم و هفته ای می نویسم.
امیدوارم شعرای این حقیر مورد طبع عزیزان قرار بگیره.
آی مردم! دل دریا زده را درک کنید
نفس سوخته ی وا زده را درک کنید
روزگاری که تلنگر همه را می شکند
همه غم های دل پا زده را درک کنید
شب شبیخون زده بر پاکی اندیشه ی شمع
ترس پروانه ی پروا زده را درک کنید
در خزانی که غزل مثل صدا یخ زده است
پت پت شعله ی سرما زده را درک کنید ------------------------------------------------------------------------------------- سخنی از بزرگان!!!!!!!!!!!!!
این بخش رو سعی می کنم ادامه بدم و هر هفته حدیثی از بزرگان دینمون بنویسم.
****گفتار حکیمانه را از هر کس یاد بگیرید٬
حتی اگر گوینده ی آن از نظر مذهبی گمراه باشد.**** امیرالمومنین علی (علیه السلام)
+ نوشته شده در جمعه 1387/02/06 توسط سید |
|